۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

بدون شرح


هشدار !!!هشدار!!! : اگه جنبه نداري نخون ، مي خوام آرزو كنم . جايي جز اينجا ندارم بنويسم . سعي نكن انتقاد كني ! اين پست از اون پست هاست كه هيچ نظريو در موردش قبول ندارم ... دلم واسه بچه شدن و آرزو كردن تنگ شده . خسته شدم از بس بزرگ بودمو نقش آدمه عاقل و بازي كردم . من عاقل نيستم .

كمتر ملامت بي حاصلم كنيد / ديوانه ام من عقل ندارم ولم كنيد !

مخاطب خاص داره يا نداره ! اصلا مهم نيست . چون واسه خودمم هم نيست ... مهم اينه كه اين روزها دلم اين چيزها رو مي خواد . بگم به هیچ کس هم مربوط نیست جز دوستانی که بنوعی همفکرمند

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.پرهایش را بزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.

دیروز پرنده ام نوکش شکست

پرنده ای هم که نوک نداشته باشه خیلی زود از بین میره

برا همین یه تصمیم سخت گرفتم همه روشهای راحت کردن اونو از توی فکرم گذروندم

اما وقتی خواستم دست بکار بشم و پرنده رو بنوعی راحتش کنم

دیدم ادم نیستم

ادمی که براحتی بتونه جان اهدایی خدا رو با فکر خودش بگیره

اینی که میگم ادم نیستم برا اینه که ادما براحتی جان یه پرنده که چیزی نیست حاضرن جان انسانها رو هم به حراج اندیشه بذارن

پس میبینید ادم نیستم

پس لطفا از امروز که فهمیدم ادم نیستم منو ادم خطاب نکنید

من تنها یه حیوان ناطق و دوپا هستم

چون نمیتونم جان حیوانات همجنس خودمو بگیرم

لطفا یه ادم اونم از جنس اندیشمند و عالم مخصوصا اونهایی که در نام خدا فعالیت اینچنینی میکنن

به من حیوان یاری برسونن تا بتونم پرندمو راحت کنم

هل من ناصر ینصرونی

اینم زبان حال زار خودم تقدیم به اونها که ارزوی ادم بودن دارن

دلم غمگین

وجودم مثل کوه سنگین

ز این اندیشه های پوچ انسانها

و روحی پر تلاتم

مثل امواج خروشانی

که میخواهد شکاقت

سخره اندیشه ها را

تارسد

بر سرزمین خشک ادمها

سپس

سیراب گرداند

همان تخم گلی را

کز ازل

با نام انسان بر زمین روئید

همان انسان

که هرگز

با طناب دست باف خود

نمی بست

پای حیوان را

همان انسان

که در فکرش نمیگنجید

صلبیبی را به پا دارد

طناب دار آویزد

سپس

بر گردن ادم بیاوزد

دلم غمگین

وجودم مثل کوه سنگین

که ادم

اینچنین پستی کند

در نام زیبایش

به حیوانی گراید

فکر و افکارش


۱۳۸۹ خرداد ۲۷, پنجشنبه


بنام او که هست
مردم جمع شده بودند و فرعون بر بلندی رفت و گفت مردم من خدای شما هستم یا این خدای نادیده ای که موسی بر شما میخواند
مردم یکصدا گفتند : توخدای مائی جز تو خدایی نداریم تو هستی که جان بر ما میبخشی و تو هستی که بر ما غذا و پوشاک میدهی
فرعون گفت : موسی میبینی این مردم مرا خدای خود میدانند بیا با هم قصدی کنیم تا مشخص شود من خدای این مردمم یا ان خدای نادیده تو
موسی رو به اسمان کرد و خداوند فرمود بر بارشی شدید سیل اسا تهدیدشان کن
موسی گفت : باشد ای مردم نادان من با بارش باران سیلی بر شما فرو میفرستم تا بفهمید خدای من خداست یا این فرعون منتظر باشید تا بفهمید
فرعون گفت : من هم نخواهم گذاشت حتی یک لکه ابر بر اسمان ظاهر شود تا مردم بدانند من خدای انها هستم وعده ما فردا در همین جا تا ببینیم خدای این مردم کیست
موسی هر چه منتظر ماند حتی لکه ابری هم نمایان نشد تا سیاهی شب فرا رسید
موسی به سجده رفت و از خداوند درخواست وعده اش را کرد اما هیچ خبری از بارش باران نشد صبح فرا رسید مردم طبق وعده در وعدگاه جمع شدند
اما از موسی خبری نشد
فرعون بر بلندی رفت و گفت : موسی کجاست تا ببیند خدایی مرا مردم دیدید موسی شما را بر سیلی وعده داد اما من گفتم نخواهم گذاشت حتی لکه ابری ظاهر شود حال سخن چه کسی بر حق بود آن موسی که میخواست شما را فریب دهد کجا رفته حال خدای شما کیست
مردم گفتند : تو فرعون
موسی از خداوند پرسید : پروردگارا چه شد چرا حتی لکه ابری بر اسمانت ظاهر نشد چرا وعده خود را عملی نکردی چرا گذاشتی فرعون اینچنین مردم را گمراه کند
ندا رسید : موسی همانگونه که تو ما را سجده کردی به جهت بارش باران فرعون نیز بر درگاه ما سجده کرد و گفت میدانم خدایا تو خدایی و از تو هم تا بحال چیزی نخواستم تنها همین یکبار ابروی مرا نزد مردم مبر
موسی گفت : خدایا یعنی دعای فرعون از دعای من والاتر بود
خداوند فرمود : ای موسی من خدای تمام مخلوقاتم فرعون نیز مخلوق منست و تنها همین یکبار از من درخواستی کرد چگونه درخواست مخلوقی که سجده درگاه مرا کرد را نادیده بگیرم

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

خون بها

سلام
خداوند همیشه خون را حرمتی بیش از اندازه نهاده و خون ریختن مخصوصا خون یک بیگناه را بدترین شیوه میداند و خون ریزنده را به خونش بشارت داده که اگر خونی ریختی یا خونبهای آن را بپرداز یا اینکه خونت ریخته شود و این حکم حکمیست که همیشه بدون هیچ گذشتی به امر پروردگار حنمی اعلام گردیده
جنایت شخصی بنام عبدالمالک ریگی و همراهانش چه کسانی که از دوستانش بودند چه افرادی که به اصطلاح ایرانیند و بعلت مخالفتشان با نظام سعی در یاری دادن به این خون ریز جنایت کار را داشتند که نمونه آن انسانی خود فروخته بنام نوری زاد هست که همیشه درسخنانش سعی بر نشان دادن این جانی بعنوان یک آزادی خواه را داشت و حمایت های بی دریغ امریکاییان و روباه پیر استسمار انگلیس و کشور های اروپایی که حال با دستیگر شدن این جانی سعی دردوری از اریباط داشتن با اورا دارند و ارتباط تات خود را با این جانی مخفی میکنند در صورتی که ریگی در حال رفتن به ملاقات یک مقام امریکایی بود که دستگیر شد
حال سیاهی بر روی مدعیان دروغین حمایت از مردم میماند و بعد با اعترافات این جانی ابروی نداشته این دشمنان کشور و ملت قهرمان ایران بیشتر میرود
دوستان من مدعی حمایت از نظام را هیچ وقت یدک نکشیدم اما تا جایی که برایم امکان داشت در باره ایران جان فشانی کرده ام و همیشه ایرانم را به هیچ چیزی نفروختم و اگر هم دیدم عده ای با نام ایران خطایی میکنند ساکت نبودم اما همیشه به همه دوستانم گفته ام با عقل بیندیشید و اگر جایی خطایی میبینید با کلامی منطقی که خدا به ما داده با شجاعت یک ایرانی جلو اینگونه خطاها را بگیریم نه اینکه با نادانی به دامن دشمنان این مرز بوم پناه ببریم
در انتها دستگیری این جانی خون ریز را به ملت قهرمان ایران و مردم زجر کشیده سیستان و بلوچستان تبریک میگویم و هفته وحدت را با از صحنه خارچ این جنایتکار تبریک میگویم و به خانواده افرادی که از جنایات این خونخوار آسیب دیده اند برای اینکه خون فرزندانشان به هدر نرفت تبریک میگویم
به امید ایرانی ازاد از هر اندیشه باطل

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

رهبر

در میان کل جوامع بشری رهبریت همیشه بالاترین مقام را دارا میباشد و تبعیت از این فرد حتی در کتب الهی تورات انجیل و قران به صراحت عنوان گردیده با توجه به اینکه در ابتدا پادشاهی از آن خدا بود بعد ها به اصرار انسانها(قوم بنی اسرائیل) پادشاهی به انسان واگذار گردید که اولین آنها شائول و بعد از او داود بود
بعد از واگذاری پادشاهی و رهبریت به انسان خداوند به صراحت از اطاعت کردن از رهبر تاکید نموده و تخطی از امر یک رهبر را جرم محصوب کرده
به همین دلیل پیروی از رهبریت یک امر خدایی در جوامع میباشد و اطاعت از امر خدا یک واجب شرعی وقانونی محصوب میگردد
حال چگونه است که بعضی از افراد از این امر خدا سرپیچی میکنند و عمل خود را قانونی میدانند
مدتها در کشور ما عده ای سود جو هر کاری را که جهت منافع خود لازم بود را انجام دادند و با درایت و تفکر عمیق رهبری این قدرت تحت کنترل درآمد و رهبریت کسانی را که سالها با جان و دل از این مملکت دفاع کردند را قدرت داد تا دست فرصت طلبان را از بیت المال کوتاه کنند و بعد از این همه سال به فکر مردم مستضعف باشند و سرمایه ملی کشور را همانگونه که علی ابن ابی طالب ع سفارش فرمود به مساوات به دست مردم برسانند در همین راستا وقتی ثروت اندوزان متوجه این عمل شدند با همان ثروت دزدیده شده از مردم به مقابله با این فرمان رهبری قد علم کردند و متاسفانه عده ای هم که از ناحیه همان ثروت اندوزان دچار صدمات فقر و تنگدستی شده بودند به خیال اینکه اینان قصد حمایت از آنان را دارند با این مفصدان اجتماع همراه شدند و تبلیغات پوچ انان را در راستای منافع خویش ارزیابی کردند و نادانسته و ناخواسته فریب اینگونه افراد را خوردند
در صورتی که دوستان اگر مقداری منصفانه بیندیشن متوجه خواهند شد که این افراد سالیان سال با اینکه قدرت را در دست داشتند همیشه در جهت ثروت اندوزی و خود نمایی قدم برداشته وحتی کوچکترین قدمی برای آسایش مردم برنداشتند حال چگونه ادعا میکنند که هدفشان مردم است
من بعنوان یکی از همین مردم از این قدرت طلبان سوال میکنم تا زمانی که قدرت داشتید چه قدمی در مورد اسایش مردم برداشتید شما که هشت سال قوه مقننه و مجریه را در دست داشتید چه کردید ؟
حال با چه رویی باز ادعای پوچ مردم سالاری را در بوق وکرنا میکنید
شما چون خود قادر به کاری نبودید و همیشه در دید مردم قرار داشتید به فرزندانتان اجازه های رسمی و غیر رسمی دادید تا با گرفتن وامهای ارزی دلار صدوچهل تومانی از بانکها و فروش آن در بازار آزاد به قیمت هشتصد تومان یک روزه میلیونها دلار را در بانکهای خارجی ذخیره کردید و این عمل کثیف را سالیان سال ادامه دادید
حال که دست شما رو شده و با درایت رهبریت جامعه دست شما از این ثروت کوتاه شده از همان ثروت برای بحران آفرینی استفاده میکنید؟
من نمیدانم چرا عده ای که تا دیروز همین آقایان را دزد میخواندند و خواستار محاکمه آنها بودند بیکباره چگونه فریب این خدانشناسان را میخورد ؟
فرزندانشان را که سالها با خون خود از آنها حمایت کرده اند را ضد خود میپندارند فرزندانی که هنوز خود مستاجر و در فقر هستند با اینکه بهترین قدرت و امکانات را داشته اند که حداقل خود را از فقر نجات دهند ولی با توجه به اینکه مرگ را به چشم دیده اند و قدرت لایزال خداوندی را با جسم و جان شاهد بوده اند هرگز به خود اجازه نمیدهند به دنیا بیندیشند چه خواسته به اینکه به فکر خیانت به مردمانشان باشند
دوستان من برای یک بار هم که شده درست بیندیشیم و به خادمان خود اجازه دهیم خود را همانگونه که در میدانهای رزم نشان دادند این بار در صحنه خدمتگذاری مردم نشان دهند و دست این دزدان مال اموال مردم را این کشورکوتاه کنند تا شاهد رشد و شکوفایی در جامعه باشیم
خدا را شاهد میگیرم این آقایانی که خود شما بهتر میشناسید هدفشان جز قدرت طلبی و ثروت اندوزی هیچ چیز دیگر نیست
چرا چشم و گوش خود را به بیگانه میسپاریم کدام کشور خارجی با آن سوابق استعماری خواستار عزت ماست امریکا اسرائیل انگلیس فرانسه ایطالیا المان خود شما بگویید کدامیک از اینها؟
اینها همیشه بدنبال ثروت کشورهای دیگر بوده اند این را تاریخ بخوبی بیان میکند مقداری باید اندیشید
این کشورها استثمارگری خود را همیشه با افتخار بیان میکنند نمیدانم چرا عده ای پیرو سخنان مسئولین این کشورها هستند البته مزدوران از مزدور بودنشان مشخص هست ولی دوست من تو چرا چه سودی از تکرار حرف این جهانخواران میبری تو ایرانی هستی ایرانی با تمام غرور ملی خود
ما برادریم اگر گوشت خود را بخوریم استخوان خود را دور نمیریزیم اما بیگانه چه؟
من خود به شخصه بیشترین اعتراض را به عملکرد مسئولین دارم اما اعتراض من به بیگانه گان چه ارتباطی دارد ؟
مگر خود بی عرضه هستم که نتوانم اعتراضم را به گوش مسئولین برسانم که متوسل به بیگانه شوم و از بیگانگان حمایت بخواهم
همین وبلاگ بهترین گزینه برای اینکه من اعتراض قانونی خود را بکنم هست اما اعتراض به طریقه قانونی دور از هتک حرمتها ودروغ پردازیها
البته وقتی میگویم معترضم خود مسئولین هم به نقاط ضعفی که موجب ناراحتی و اعتراض من شده واقفند و باید به آن توجه کنند و باید مواردی که باعث بروز این اعتراض من گردیده را رفع کنند
به امید ایرانی آباد

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

ادمیت

جان درون جسم من من را به حیوانی رساند
ادمیت گشتنم را روح حق در من نهاد
من ز گل بودم گلی از جنس لاج
دست حق این جلوه را زیبا بساخت
لاج را خواهی ببینی اندورنت را نگر
چرک و خون باشد ولی نظمش نهاد
پوست را بر چرک و خون پوشاند او
دست او این جلوه را زیبا بساخت
پس بیا شکرش کنیم ما روز و شب
تا که او هم هدیه مان عشقی دهد

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

پر پرواز نداری سفر آعاز مکن
دیده باز نداری سخن آغاز مکن
تا تورا نیست طلب هیچ مخواه
شوق دیدار نداری طلب یار مکن

۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

به کجا آویزم
فکر و اندیشه زیبای تو را
در کجا پهن کنم
عشق رویایی تنهای تو را
به کجا روی کنم
تا نباشد اثری از رخ تو
به کجا آویزم
من خیالات تو را